مسئله 19 — تقلید
اگر مکلّف مدّتی اعمال خود را بدون تقلید انجام دهد یا از کسی تقلید کند و پس از مدتی بفهمد وظیفهاش تقلید از وی نبوده است، سه حالت برای او فرض میشود: 1. اعمال او مطابق با واقع یا فتوای مجتهدی انجام شده که هم اکنون میتواند مرجع تقلید او باشد و وی وظیفه دارد از او تقلید نماید. در این صورت، اعمال گذشتۀ او صحیح است. 2. اعمال او مطابق با واقع یا فتوای چنین مجتهدی (که در قسمت 1 ذکر شد) نباشد. این صورت، دارای چهار فرض است: الف. اشکال عمل از جهت ارکان و مانند آن باشد. در این صورت، آن عمل باطل است؛ مثل اینکه نمازگزار تکبیرة الاحرام یا رکوع را انجام نداده باشد یا در جایی که وظیفهاش نماز ایستاده بوده، آن را نشسته بهجا آورده باشد یا نماز را با وضو یا غسل یا تیمّم باطل خوانده باشد. ب. اشکال عمل از جهت ارکان و مانند آن نباشد و فرد جاهل قاصر باشد، یعنی در یادگیری مسأله کوتاهی و سهلانگاری نکرده باشد. در این صورت، آن عمل صحیح است؛ مثل اینکه نمازگزار حمد و سوره یا ذکر رکوع یا ذکر سجده یا تشهّد نمازش را غلط خوانده باشد و در یادگیری آنها کوتاهی و سهلانگاری نکرده و در ندانستن آن مقصّر نباشد یا نمازگزار در حال سجده، دست یا انگشت بزرگ پا را روی زمین نمیگذاشته و در ندانستن و یاد نگرفتن این مسأله مقصّر نباشد. ج. اشکال عمل از جهت ارکان و مانند آن نباشد، ولی فرد جاهل مقصّر باشد (یعنی در یادگیری مسأله و ندانستن آن کوتاهی کرده است) و مورد هم از مواردی باشد که عمل اشتباهِ جاهل مقصّر، باعث باطل شدن آن باشد. در این صورت، آن عمل باطل است؛ مانند مثالهای قسمت (ب)، نسبت به نمازگزاری که در یادگیری مسأله کوتاهی کرده و مقصّر است. د. اشکال عمل از جهت ارکان و مانند آن نباشد، ولی فرد جاهل مقصّر باشد و مورد اشکال هم از مواردی باشد که حتّی ندانستن مسأله بدون عذر و از روی تقصیر هم باعث باطل شدن عمل نمیشود. در این صورت، آن عمل صحیح است، هرچند چنین فردی به دلیل یاد نگرفتن مسألۀ مورد نیاز خویش گناهکار میباشد. به عنوان مثال، مرد یا زنی که به خاطر ندانستن مسأله، حمد و سورۀ نماز ظهر و عصر را بلند میخوانده یا مردی که به علّت ندانستن مسأله، حمد و سورۀ نماز مغرب و عشاء را آهسته میخوانده یا فردی که تسبیحات اربعۀ نمازهایش را به علّت ندانستن مسأله بلند میخوانده، نمازی که خوانده صحیح است، هرچند فرد در یادگیری مسأله کوتاهی کرده و مقصّر باشد. 3. فرد کیفیّت اعمال گذشته را نداند؛ مثل اینکه یادش نمیآید در اوایل بلوغ نمازش را به شیوۀ صحیح میخوانده یا نه، یا روزهاش را بهطور صحیح میگرفته یا نه، ولی احتمال معقول میدهد که آن اعمال را بهطور صحیح بهجا آورده باشد. در این صورت نیز، اعمال گذشتۀ وی صحیح به حساب میآید، جز در بعضی موارد که در کتابهای مفصّلتر[8] ذکر شده است.
#taqlid#validity_of_past_acts_without_taqlid#pillar_defect_invalidates_prayer#excusable_ignorance_validates_non_pillar_defect#تقلید#صحت_اعمال_گذشته_بدون_تقلید#بطلان_با_خلل_در_ارکان#صحت_با_جهل_قاصر_در_غیر_ارکان