مسئله 179 — نکاح
در بعضی از موارد، دختر بالغۀ باکره لازم نیست برای ازدواج دائم از پدر و پدربزرگ پدری اجازه بگیرد؛ از جمله آنها امور ذیل میباشد: الف. پدر و پدربزرگ پدری مطلقاً اجازه نمیدهند که دختر با افرادی که شرعاً و عرفاً همتا و کفو او میباشد ازدواج کند و خواستگاران را رد میکنند. ب. پدر و پدربزرگ پدری اجازه نمیدهند که دختر با فرد خاصّی که شرعاً و عرفاً همتا و کفو او میباشد ازدواج کند و خوف و ترس آن باشد که خواستگار دیگری برای آن دختر پیدا نشود، طوری که اجازه ندادن آن دو، عرفاً تقصیر و ضایع کردن حقّ دختر و امر ازدواج او محسوب گردد. ج. پدر و پدربزرگ پدری، با اختیار خویش در امر ازدواج دختر، به هیچ وجه مشارکت نکنند و بهطور کلّی از دخالت در این امر امتناع ورزند. د. پدر و پدربزرگ پدری، اهلیّت شرعی اجازه دادن را به جهت جنون، کفر،[13] ارتداد و مانند آن نداشته باشند. ه . اجازه گرفتن از پدر و پدربزرگ پدری مثلاً به جهت غایب بودن آنان برای مدّت طولانی ممکن نباشد و دختر نیز در حال حاضر، نیاز شدید به ازدواج داشته باشد؛ پس اگر مثلاً پدر و پدربزرگ پدری برای زمان طولانی به مسافرت رفته یا در حبس به سر ببرند و دسترسی به آنان - حتّی از طریق تماس تلفنی، پیام و مانند آن - ممکن نباشد و در این مدّت دختر احساس نیاز شدید به داشتن شوهر و تشکیل خانواده و زندگی بنماید - هرچند این احساس نیاز حقیقی به خاطر ترس از مبتلا شدن به حرام باشد - اجازۀ آنان لازم نیست. شایان ذکر است، در تمام موارد فوق دختر بالغۀ باکره بنابر احتیاط واجب نمیتواند اقدام به ازدواج موقّت نماید.
#wilayah_over_virgin_daughter#ولایت_بر_دختر_باکره#several_cases_exempt_a_daughter_from_needing_permission